سه شنبه ۲۱ آبان ماه ۱۳۹۸

[layerslider id="1"]

چرا فناوري واقعيت افزوده چيزي بيشتر از برادر کوچک واقعيت مجازيست؟

چرا فناوري واقعيت افزوده چيزي بيشتر از برادر کوچک واقعيت مجازيست؟

امروزه اکثر مطالب نشريات، مجلات فناوري و ‌بازي‌ها به موضوع واقعيت مجازي (VR) اختصاص يافته‌اند. شرکت Valve از محصولات واقعيت مجازي خود بنام Vive که با همکاري شرکت HTC ساخته شده، پرده برداري کرد. در ضمن Oculus Rift به مبلغ ناقابل ۲ بيليون دلار توسط فيس بوک خريداري شد، مالک فيس بوک، مارک زاکربرگ اين فناوري را “افسانه علمي” مي‌نامد، افسانه‌اي که “دنياهاي جديدي را پيش چشمان ما مي گشايد”.

اما از گوشه و کنار زمزمه‌هايي به گوش مي‌رسد که اصل داستان، فناوري واقعيت افزوده (AR) است. شرکت هاي اطلاعاتي با نفوذ همچون Juniper Research اين فناوري را ارزش گذاري کرده‌اند. گزارش “واقعيت افزوده سال ۲۰۱۹-۲۰۱۵” شرکت Juniper پيش بيني کرده، با وجود ۳/۱ بيليون اپ فعلي موجود، درآمد حاصل از اپ‌هاي AR در سال ۲۰۱۹ حدود ۱/۴ بيليون دلار باشد. Digi-Capital عنوان مي کند که AR تا سال ۲۰۲۰ مي‌تواند حدود ۱۲۰ بيليون دلار ارزش پيدا کند، در حاليکه اين مقدار براي VR فقط۳۰ بيليون دلار خواهد بود. در واقع اين مطلب تفاوت‌هاي اساسي ميان اين دو تجربه و پيشرفت‌هاي صورت گرفته در خصوص هر يک را نشان مي‌دهد. ما به جستجوي علت اين مسئله مي پردازيم و اينکه آيا واقعيت مجازي شانسي براي جبران اين عقب ماندگي دارد؟ ما در جستجوي مسيري هستيم که شرکتهاي رسانه‌اي بزرگ همچون مايکروسافت، Valve، گوگل، اپل و سوني در اين فضا دنبال مي‌کنند. برخي از اين شرکت‌ها همچون گوگل با Magic Leap و مايکروسافت با هولولنز سرمايه گذاري‌هاي بيليوني در اين زمينه انجام داده اند، در حاليکه شرکت‌هاي ديگر همچون Valve با وجود آگاهي از VR، کنار کشيده‌اند.

چيز ديگري که از اين مطلب استنباط مي‌شود، آزمايش نحوه عملکرد فعلي فناوري AR و گام‌هاي بعدي آن در آينده خواهد بود. با اين همه، AR درجه پائين در برخي از انواع اپليکيشن‌هاي موبايل بسيار متداول شده و در حال فراگير شدن است. پيش بيني Digi-Capital آن است که AR بخش بزرگي از بازار تلفن همراه را تسخير خواهد کرد، با بيش از يک بيليون تلفن هوشمندي که در حال حاضر با اين فناوري عرضه شده‌اند، بايد گفت ۱۲۰ بيليون دلار يک تخمين محافظه کارانه است.

تفاوت اصلي بين فناوري واقيعت مجازي و واقعيت افزوده، به جهاني برمي‌گردد که اين فناوري‌ها ما را با خود به آنجا مي‌برند. واقعيت مجازي دنياي جديدي براي شما مي‌سازد. اين دنيا همانند دنيايي است که ما در حال حاضر در آن زندگي مي کنيم يا ممکن است دنيايي باشد که کاملاً از استخوان و ارواح ساخته شده، اما اين دنيا اساساً جداي از دنيايي است که ما در آن زندگي مي کنيم. هر آنچه که از طريق واقعيت مجازي استنباط مي‌کنيد، چيزي نيست که خارج از هدست وجود داشته باشد. شما کاملا در آن غرق مي‌شويد. بنابراين واقعيت مجازي يک فناوري براي تجربيات همه جانبه واقعيت گريز مثل فيلم‌ها و بازي‌هاست.

واقعيت افزوده، در عوض، مبناي خود را روي دنياي واقعي متمرکز مي‌کند. AR با استفاده از سنسورهاي مختلف آيتم‌هاي مجازي اين دنيا را مي‌سازد تا نشان دهد آن‌ها به درستي در سطوح خود قرار گرفته اند يا اينکه آن‌ها را کاملاً ناديده مي‌گيرد و در يک سطح بسيار نزديک‌تر قرار مي دهد. گرچه راحت تر به نظر مي رسد چون مجبور نيستيد کل دنيا را بسازيد، ولي به دليل چالش‌هاي تکنيکي که در اين زمينه وجود دارد، ساخت نسخه‌هاي AR به اندازه VR، پيچيده و مهارت آميز است.

AR احساس غوطه ور بودن را خيلي خوب به کاربر القا نمي‌کند، چرا که دنياي واقعي هميشه در پس زمينه آن وجود دارد و همين موضوع آن را به يک ابزار فوق العاده براي افزودن چيزهاي مجازي به دنياي واقعي بدل مي کند. تماس‌هاي صوتي، تبليغ کردن، نقشه برداري، شبکه‌هاي اجتماعي يا حتي تجارت. بله ما در مورد خريد افزوده يا Augmented Shopping صحبت مي کنيم.

البته افزودگي، درجه‌هاي مختلفي دارد. Device-led AR که در آن واقعيت افزوده به صفحه نمايشي تحميل مي‌شود که از تماشاگر فاصله دارد، يک واقعيت واسطه است که به توسعه دهندگان اجازه مي دهد با سادگي بيشتري محيط را قضاوت کنند. در ساده ترين حالتش، همانند يک هدآپ ديسيپلي (HUD) يا همان نمايشگر شيشه جلو عمل مي‌کند که روي صحنه قرار مي‌گيرد، همانند عنوان يک فيلم سه بعدي که در پس زمينه اش قرار مي‌گيرد. اين فناوري پايه در سطحي است که شرکت‌هاي نوآور در تبليغات همچون Blippar يا Aireal از آن استفاده مي کنند. اين فناوري از دستگاه شما و يک اپ استفاده مي‌کند و تصوير جديد را روي منظره موجود تحميل مي‌کند، مثلا کارتون متحرک يک بازيکن فوتبال را نزديک به کالاي تبليغاتي‌اش قرار مي‌دهد.

در سطح کمي پيشرفته‌تر، اين فناوري يک سطح يا شکل را در محيط شناسايي و از آن بعنوان يک نشانگر استفاده مي‌کند تا عمق نسبي صحنه را برآورد نمايد.شما اپ‌هاي واقعيت افزوده را خواهيد داشت که از کارت‌هاي “نشانگر پوشاننده” (fiducial marker) استفاده مي کنند و به اپ امکان مي‌دهند تا با تغيير مقياس يا چرخاندن، شبيه سازي مجازي رامناسب با محيط نمايد.

واقعيت افزوده اي که شبيه به واقعيت مجازي باشد، مستلزم فناوري بيشتري است. بايد بتوانيد موقعيت سرو چشم‌هاي تماشاگر را دنبال کنيد و فاصله هاي نسبي را تشخيص دهيد تا توهم از چيزهاي مجازي قانع کننده باشد. اکثر اين دستگاه‌هاي واقعيت افزوده از نمايشگر سربند (HMD) استفاده مي‌کنند که يک هدست است و از يک دستگاه نمايشگر (يا دوتا) در مقابل چشمان کاربر پشتيباني مي‌کند. اين نوع HMD که مورد علاقه ماست موقعيت سر را هم در سه حالت (بالا-پائين، جلو-عقب، چپ-راست) دنبال مي‌کند. البته فناوريهاي بيشتري در حال توليد هستند. دو مجموعه لنز تماسي در مرحله توليد هستند يکي آکادميک و ديگري نظامي. لنزهاي نظامي iOptik نام دارند و بيشتر شبيه لنزهاي دوکانوني عمل مي‌کنند. همراه با پيچ و تابي که تنها براي کار با عينک‌هاي محافظ AR طراحي شده اند. اين لنزهاي تماسي به افراد اجازه مي‌دهند به طور همزمان هم روي منظره پس زمينه و هم HUD در عينک‌هاي محافظ تمرکز ‌کنند. گرچه اين لنزها براي بخش دفاعي آمريکا ساخته شده اند اما شرکت پشتيبان آن‌ها اميدوار است که بتواند اين لنزها را بعنوان محصولات مصرفي به فروش برساند. فناوري آکادميک که محصول دانشگاه واشنگتن مي‌باشد، مجموعه‌ايست از لنزهاي دوکانوني که با امواج راديويي تغذيه مي‌شوند و داراي نمايشگر توکار LED هستند. (فرآيند microfabrication به اين معني است که اين لنزها مدارشان را با استفاده از فشار اسمزي اسمبل مي‌کنند که بسيار جالب توجه است). در حال حاضر اين لنزها فقط روي خرگوش ها آزمايش شده‌اند، بنابراين هنوز در مرحله اوليه به سر مي‌برند و ترديدهايي در مورد کيفيت تصاوير وجود دارد.

البته، همگي اين‌ها کالاهاي کوچکي هستند و اکثراً با اين اميد ساخته مي‌شوند که شرکت‌هاي بزرگ فناوري، کمپاني حامي آن‌ها را خريداري نمايند. در حال حاضر بزرگترين نگراني که وجود دارد اين است که آن شرکت‌ها روي چه چيزي تمرکز دارند و اينکه چه کاري مي توانند با اين کالاها انجام دهند.

نکته جالب توجه در مورد محصول واقعيت افزوده Valve اين است که اين محصول، ديگر محصول واقعيت افزوده شرکت Valve نيست. Valve پس از عرضه Night of the Long Nerds در سال ۲۰۱۳، ۲۵ People را عرضه کرد که شامل تيم کامل AR خود بود. دو راهنماي پروژه AR اين اجازه را به شرکت Valve داده بودند که با فناوري ساخت خود به نام CastAR، هر کاري مي‌خواهد انجام دهد. آن‌ها شرکتي به نام Technical illusions را براي اتمام اين پروژه تاسيس کردند.

CastAR کمي متفاوت از AR‌ هاي ديگر است و شامل يک جفت شيشه پولاريزه شده با پروژکتورها و دوربين‌هاي تعبيه شده و يک سطح غيرمنعکس کننده مجزا به همراه LEDهاي اينفرارد مي‌باشد. دوربين از LED‌ ها براي رديابي حرکت سرشما استفاده مي‌کند. بنابراين مي‌تواند تصاويري که پروژکتور روي سطح مي‌اندازد، تنظيم نمايد. اين يعني هر لنز پولاريزه شده يک تصوير متفاوت ولي منسجم دريافت مي کند. تاخير کوتاه باعث مي‌شود که بتوانيد کارهايي همچون نگاه کردن به يک شي را انجام دهيد. به عبارت ديگر، يک واقعيت مجازي مستقل را در دنياي واقعي طرح ريزي مي کند.

در نتيجه اين فناوري بيشتر براي اهداف استاتيک به کار مي‌رود تا اهداف متحرک‌تر همچون Gear VR و Nintendo 3Ds سامسونگ. ويدئوي تبليغاتي CastAR، روش‌هاي مختلف استفاده از آن را نشان مي‌دهد: پيش نمايش نقشه‌هاي معماري به صورت سه بعدي، اجراي گيم‌هاي سه بعدي از راه دور در سطوح غيرمنتظره، ساخت پرزنتيشن‌هاي سه بعدي فقط براي آنکه به عنوان يک کامپيوتر دسکتاپ سه بعدي استفاده شوند، به شرط آن که تمام خانه خود را با مواد غيرمنعکس کننده بپوشانيد.

 

مايکروسافت همه کار انجام مي‌دهد

قطع به يقين در مورد همکاري مايکروسافت با بخش AR چيزهايي شنيده‌ايد، سيستم هولولنز مايکروسافت مخصوص ويندوز ۱۰ و احتمالاً Xbox One. هولولنز يک هدست پيشرفته است که مخلوقات سه بعدي را به دنياي واقعي مي‌افزايد و به شما اجازه مي‌دهد با آن‌ها تعامل داشته باشيد. نکته تاثيرگذار اين فناوري آنست که چگونه مي‌تواند تصاوير کيفيت بالا توليد کند. از ويدئو گرفته تا گزارشات، اگر کيفيت تصاوير به اندازه HTC Vive يا Oculus Rift تاثير گذار نباشد، اما کاملاً قانع کننده است.

هدست واقعي بسيار بزرگتر از يک هدست AR – مثل گوگل گلس است، اما اين نشان دهنده قدرت يک هدست واقعيت مجازي حقيقي است، چون کارش فراتر از يک همپوشاني دو بعدي ساده است. حدود ۴۰۰ گرم وزن دارد، قابل تنظيم براي اندازه‌هاي مختلف سر مي‌باشد و کاملا بي سيم است. شامل لنزهاي هولوگرافيک، دوربين‌هاي عمقي و سه واحد پردازش مجزا مي باشد. يکي مرکزي، ديگري گرافيکي و سومي هولوگرافيکي.

دوربين‌هاي عمقي با همان تکنولوژي کينکت ساخته شده‌اند، اما قدرت کمتري دارند و زاويه ديد ‌آن‌ها پهن‌تر است و در قسمت جلو و کناره‌هاي هدست کار گذاشته شده‌اند. اين دوربين‌ها حرکت سر و دست کاربر را دنبال مي‌کنند،چون هولولنز کاملا توسط ژست ها و صدا کنترل مي‌شود. با اين ويژگي مي‌توانيد با مدل‌هاي مجازي سه بعدي اپ‌ها تعامل داشته باشيد، از ساخت بلوک‌هاي ساختماني در Minecraft گرفته تا ساخت مجسمه از بدنه يک موتور سيکلت. مايکروسافت روي Pinning يا سنجاق کردن کار مي‌کند، اين ويژگي به شما امکان مي‌دهد اين مدل‌ها را در محيط در محل بچسبانيد، بنابراين مي‌توانيد اطراف آن‌ها حرکت کنيد و آن‌ها در دست نگه داريد، بلندشان کنيد و آن‌ها را دستکاري نماييد.

وقتي هولولنزمعرفي شد، اين اپ‌ها واقعاً ما را به حيرت وا داشتند. مايکروسافت اخيرا Minecraft را به مبلغ ۵/۲بيليون دلار خريد و قبلا هم يک نسخه از آن را ساخته بود که در هولولنز اجرا مي‌شد. همچنين ناسا اپليکيشني دارد که با آن مي‌توانيد مريخ را کاوش کنيد و يک نسخه اسکايپ هم در آن وجود دارد. گرچه گزارشاتي رسيده از Minecraft، بيشتر مثبت هستند اما اين فناوري در مراحل اوليه قرار دارد و نگراني‌هايي هم در مورد متناسب بودن سخت افزار آن با دستگاه مصرف کننده وجود دارد و همچنين نظم و قاعده‌اي که با آن اين توهم شکسته مي‌شود.

البته اين همه موضوع نيست چرا که مايکرسافت چندين پروژه VR و AR در دست دارد و يک هدست AR آماده براي عرضه. مايکروسافت شرکت عينک‌هاي هوشمند Osterhout Design Group را در مارس ۲۰۱۴ خريد و پروژه ديگري به نام RoomAlive را در اکتبر ۲۰۱۴ رونمايي کرد که شامل مجموعه اي از پرژوکتورها بود که ديوارهاي يک اتاق را به يک محيط تعاملي تبديل مي کرد.

 

گوگل اين کار را بهتر انجام مي‌دهد

گوگل گلس همان تلاش معروف گوگل در عرصه واقعيت افزوده بود و ممکن است بگوئيد که اين اولين شکست معروف اين شرکت هم بود چون پيش از طراحي مجدد و توليد مدل جديد از بازار حذف شد. اين دستگاه مجموعه اي از عينک فلزي و پلاستيک همراه با يک HUD است که روي آن تعبيه شده است و يک پردازنده شبيه تلفن‌هاي هوشمند که در پشت آن قرار گرفته است.

گلس هرکاري که فکرش مي‌کرديد انجام مي‌داد، مثل درک فرمان‌هاي صوتي، ضبط ويدئو، گرفتن عکس و بروزرساني گوشي شما. يک تاچ پد کوچک در کنار دستگاه وجود داشت که به شما امکان مي‌داد وقايع اخير را مرور کنيد. صفحه نمايش يک کريستال مايع در دستگاه سيليکوني با نمايشگر LED بود که از پولاريزاسيون و بازتابش براي جهش تصوير به چشمان شما استفاده مي کرد. گلس طيف گسترده اي از اپ‌هاي پشتيبان شده گوگل را داشت از جمله Now ،Gmail ،Maps و Google +.

البته اين تمام تلاش گوگل در زمينه واقعيت افزوده نيست. اين شرکت در حال ساخت گيم‌هاي واقعيت افزوده براي گوشي‌هاي اندرويدي خود است مثل Ingress و همچنين Project Tango که آماده عرضه است. Project Tango يک فناوري استاندارد براي دستگاه‌هاي موبايل است که به آن‌ها امکان مي‌دهد دنياي فيزيکي را پيمايش کنند. Project Tango از ديد کامپيوتري، پردازش تصوير و سنسورهاي تصوير مخصوص استفاده مي‌کند تا يک فناوري پيمايشي end-to-end را بسازد که حرکت سه بعدي خود را در دنياي واقعي درک مي کند، مي‌تواند عمق را مشاهده کند و از نشانه‌هاي بصري مربوط به مناطق يا اشيايي که مي‌شناسد، استفاده نموده و دائما خود را تصحيح نمايد. اين تکنولوژي تا به حال دست توسعه دهندگان اصلي بوده اما به نظر مي‌رسد در سخت افزار نسل بعد اندرويد مجتمع سازي خواهد شود.

Magic Leap پروژه ديگريست که توسط گوگل سرمايه گذاري شده وحدود ۵۴۲ ميليون دلار هزينه برداشته و يک چالش مستقيم براي هولولنز است. Magic Leap توسط تيم کارآزموده صنعت گيم و تکنولوژي ساخته شده است از جمله نويسنده Neal Step Henson و تيم سه بعدي در WETA ( کسي که جلوه‌‌هاي ويژه پادشاه حلقه‌ها رو ساخت). گزارشات حاکي از آن است که Magic Leap در مقايسه با هولولنز باورپذيرتر و سه بعدي تر است. اين فناوري با استفاده از نمايشگر رتينا بصري کار مي کند که نمايشگري است که در خود رتينا طرح ريزي مي شود.

همانند هولولنز شبيه سازي آن کاملاً متقاعد کننده بنظر مي‌رسد. موجودات سه بعدي متحرکي که اين فناوري به تصوير مي کشد، دقيق‌ترند و جزئيات بيشتري دارند. Magic Leap، همانند هولولنز، بجاي آن که در خود هدست اجرا شود، در بخش بزرگي از سخت افزاز (بخصوص يک کامپيوتر) اجرا شد. Magic Leap هنوز به صورت رسمي معرفي و اعلام نشده و انتظار داريم که تا سال ۲۰۱۶ يا ۲۰۱۷ عرضه گردد.

 

گرايش “من هم هستم” شرکت سوني

به نظر مي‌رسد اين غول ژاپني مي‌خواهد در تمام تکنولوژي‌هاي جديد سهيم باشد، اما اخيراً در اين زمينه سهمي در بازار نداشته است. Project Morpheus آن شبيه يک راهکار واقعيت مجازي “من هم هستم” به نظر مي رسد، اما آنچه مشخص است اين است که اين شرکت در زمينه پلي استيشن ۴ بخوبي کار مي کند و احتمالا فروش خوبي هم خواهد داشت. بعلاوه اين شرکت از قبل واقعيت افزوده را در قالب Wonderbook براي پلي استيشن ۳ آزمايش کرده است.

بهرحال SmartEyeGlass پرچمداراين شرکت در واقعيت افزوده است. نسخه Smart Eye Glass SED-E1 Developer بسيار شبيه به گوگل گلس است، گرچه بسيار ارزان تر مي‌باشد. اين شرکت از تکنولوژي “holographic waveguide”در لنزهاي واقعيت افزوده ۳ ميلي متري استفاده مي کند و تصويري بسيار شبيه گلس توليد مي کند که سرعت اجراي دياگرام‌ها به ۱۵ قاب در ثانيه مي‌رسد. همچنين داراي يک دوربين ۳ مگاپيکسلي است که مي‌تواند عکس و تصوير بگيرد.

از طريق بلوتوث به گوشي‌هاي اندرويدي که سازگاري دارند، وصل مي شود و توسط يک پوک (Puck) که قيافه ناخوشايندي دارد و روي يقه کاربر قرار مي گيرد، کنترل مي‌شود که کار ميکروفون، اسپيکر؛ NFC و باتري (که ۱۵۰ دقيقه دوام دارد) را هم انجام مي‌دهد. اين دستگاه قيافه خوبي ندارد و باتري آن ضعيف است و اپ‌هاي زيادي ندارد. بهتر است به دنبال نسخه دوم آن باشيد.

 

تلاش‌هاي اپل در واقعيت افزوده

در مورد تحقيقات اپل در زمينه VR مدارک رسمي در دست نيست اما اپل معمولا قبل از هرگونه تبليغ و آگهي رسمي سکوت اختيار مي کند. اپل داراي چندين ثبت اختراع در مورد فناوري AR است، يکي از جالب‌ترين آن‌ها مربوط به “transparent electronic device” مي‌باشد که بسيار شبيه بخشي از تکنولوژي واقعيت افزوده به نظر مي‌رسد. نمونه‌هايي از آن شامل استفاده از اين دستگاه براي همپوشاني اطلاعات مربوط به يک موزه است. جالب اينکه اين دستگاه مي‌تواند خود را غيرشفاف نمايد و تنها عناصر انتخابي از پس زمينه را نشان دهد، در غير اين صورت يک نمايشگر OLED يا LDC غيرشفاف معمولي است.

پيپر جفري (Piper Jaffray) يک تحليل گر از بانک سرمايه گذاري، گزارشي را در ماه مارس منتشر کرد.در اين گزارش آمده بود که به باور وي شرکت اپل تيم کوچکي ترتيب داده که مشغول آزمايش روي فضاي واقعيت افزوده هستند، اما تصور آن‌ها بر اين است که عرضه AR مصرفي احتمالاً ۱۰ سالي طول خواهد کشيد. ما از تلاش‌هاي مايکروسافت و گوگل مي‌فهميم که آيا آن‌ها در اشتباه هستند يا خير، اما در صورت عرضه گسترده و موفقيت آميز اين فناوري به بازار اين شرکت ها در پول غرق خواهند شد.

 

جايگاه اين هنر

ارزش گذاري ۱۲۰ بيليون دلاري Digi-Capital در مورد اين فناوري نشان مي‌دهد که در حال حاضر در مورد AR و VR زياد اغراق مي‌شود. صدها شرکت در حال آزمايش اين فناوري جديد و عجيب براي بهبود بخشيدن به مناظر هستند. مثلاً شرکت بريتانيايي Ultrahaptics از ارتعاشات فراصوت هدف‌گذاري شده بر پوست کاربر استفاده مي کند تا اشکال و بافت‌هاي ملموسي را درهواي رقيق شکل دهد، تا کاربر بدون نياز به تجهيزات فرسوده آن را احساس کند.

در کل تبليغ کردن امري موجه است. اما نبايد مثل تبلت‌هاي اوليه مايکروسافت باشد که هنوز کامل نشده آنها را وارد بازار کرد. بسياري از شرکت هاي بزرگ در اين زمينه در حال رقابت هستند و هر کدام مي‌خواهند گوي سبقت را از ديگري بربايند. اما چالش ها باقي مي‌مانند و ديگر غير واقعي نيستند. بزرگترين چالش‌ اين شرکت‌ها، کوچک سازي اين فناوري و جاي دادن آن در يک هدست يا مدل هدست – اند – پک، ضمن حفظ ماندگاري شبيه سازي‌ها و جلوگيري از بروز خطاهاي جايگزني – شيء است. به نظر مي رسد پس از تمام اين آزمايشات گوشي‌هاي هوشمند اولين دستگاه‌هايي باشند که مزه واقعي اين فناوري را به ما مي چشانند. طبق معمول، اپل شرکتي است که در اين زمينه نقش نظاره‌گر را بازي مي‌کند. گفته مي شود که سرمايه گذاري Magic Leap گوگل به اندازه کافي هست و اين فناوري آنقدر پيشرفته کرده که پيش‌بيني مي‌کنيم جزء اولين‌ها در بازار باشد.

حدس ديگري که ما را خوشحال مي کند اين است که ۲۰ سال ديگر به اين فناوري به گونه‌اي نگاه مي‌کنيم که امروز به اولين گوشي هاي همراه نگاه مي کنيم. اين ابداعات در بسياري از زمينه‌ها بخصوص زمينه‌هايي که مستلزم علم سه بعدي باشند، انقلاب برپا خواهند کرد، مثل معماري يا مديريت انبار؛ و هر چيزي که به زيبايي نياز داشته باشد مثل هنر و گيم‌هاي تصويري. حال فقط بايد منتظر سخت افزار متناسب با اين فناوري باشيم.

درباره نویسنده

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *